سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

522

تاريخ ايران ( فارسى )

بيدرنك از فرات عبور كرده نصيبين را كه در محاصره بود نجات داد . حتى براى اعادهء سيادت و تفوق روم قشونى بجانب دجله فرستاد و آديابن را تحت اطاعت درآورد ، بلاش در امداد اين ايالت تابعهء خود جنبشى ننمود ، ليكن پس از عزيمت سوروس در سال 196 او در آن محل ظاهر شده پادگان روم را از آديابن رانده و بيرون كرد . در بين النهرين فقط نصيبين در تصرف باقيماند . در اين ميانه سوروس رقيب ديگرش را كه الينوس « 1 » نام داشت و داراى اهميت بود در جنك بزرگى نزديك ليون « 2 » حاليه شكست داد ، در سال 197 به سوريه برگشت و حاضر شد با پارتىها حسابش را پاك كند . ارمنستان اظهار اطاعت نموده عهد صلحى بين دولتين منعقد گرديد . آبگار پادشاه ادسا واقع در خسرون نه فقط به اردوى روم پيوست بلكه براى اثبات صداقت و وفادارى خود گروگان هم داد . سوروس به مانند تراژان براى حمل مهمات و خواربار كشتيهائى ساخته و آنها را به فرات انداخت . بوسيلهء يك نهر قديم كه هردو شط را به هم وصل مينمود از فرات داخل دجله گرديده غفلة به پارتيها حمله برد و شهر سلوكيه را گرفت . بلاش براى دفاع از تيسفون لازمهء كوشش را به عمل آورد ليكن شكست خورد . براى بار دوم در ظرف چند سالى روميان به پايتخت پارت داخل شده و آن را به باد يغما و غارت دادند ، در اينجا فاتح باز بواسطهء تنگى خواربار مجبور به عقب‌نشينى گرديد ، او نيز مانند تراژان جلو ديوارهاى محكم و پادگان دلير و جسور قلعهء هاترا ( الحضره ) پاهايش به سنگ خورده نتوانست كارى از پيش ببرد اگرچه در سوراخ اولى كه به ديوار شهر پديد آوردند به نظر ميآيد كه اگر به دژ يورش ميبردند شهر را ميگرفتند ، ولى امپراطور به خيال اينكه سپاهيان اگر آنجا را به قهر و غلبه بگيرند حق غارت و چپاول خواهند داشت و نمىخواست خزائن معبد آفتاب كه در آن شهر بود به چنگ آنها افتد ، بلكه آرزو داشت تمام آنها مخصوص خود او باشد لهذا وقتى كه شكاف به ديوار افتاد لشكريان را مانع از يورش گرديد . قدرى به انتظار ماند كه شايد اهالى شهر تسليم شوند و آن خزائن هنگفت براى او محفوظ بماند ، ولى

--> ( 1 ) - Allinus . ( 2 ) - Lyon .